خاطره ای از شهید خالصی به نقل از حاج سهراب لرستانی(همرزم شهید خالصی )
خاطره ای از شهید خالصی به نقل از حاج سهراب لرستانی(همرزم شهید خالصی )

وقتی هنگام خنثی کردن مین والمرا درمرحله اول قسمت بالائی آن جلویش منفجر شد، خودش را رویش انداخت تا مرحله ی دوم بمب عمل نکند و بقیه ی بچه ها زخمی و شهید نشوند.

مین والمرادارای چندشاخک آهنی است ،که یکی از شاخک های مین والمرا زیر گلویش وداخل استخوان فکش گیر کرده بود..دکتر ها میگفتند که آنقدر با فشار داخل فکش رفته به سختی آن را در آوردیم.اودراین مرحله تمرین شهادت وآمادگی پذیرش پرواز را بخوبی پشت سرگذاشت .

این ماجراگذشت تااینکه زمان پروازملکوتی اوازباندعملیات کربلای پنج بارمز حضرت زهراءهمان بانویی که ارادت ویژه ای برایش داشت وهمیشه چشمانش مرطوب واشگهایش روان ،از ظلمی که به مادرسادات شده بود.  

پدرم میگوید وقتی خبر شهادتش را به ما دادند.گفتند بیایید برای شناسایی چهره اش.باحاج مصيب مرادي رفتيم ،صورتش قابل تشخیص نبود از روی لباس مشکی اش که همیشه زیر پیرهنش به عشق ابی عبد الله تنش میکرد و آثار همان مین والمرا که روی گردنش به طول ده سانتی متر مانده بود شناختیمش....

آری او شهید شهاب الدين خالصی بود....


 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+نوشته شـــده در یک شنبه 18 تير 1391برچسب:,ساعــت12:22 تــوسط سعید افسری |